X
تبلیغات
آخرین وابستگی
آخرین وابستگی

اگر بی من خوشی حرفی ندارم


وبلاگ جدید من

"خفه شو لعنتي..."  لینکش تو وبم هس خوشحال میشم سر بزنین

جمعه بیست و سوم دی 1390  توسط هادی...  |

 

بوسه آخر...

کم کم دیگه  دارم میرم,مواظب خودت باش             قلبی که دزدیدی ازم ,بیا بذار سر جاش
گرچه دوست دارم ولی,اینبار دیگه میخوام برم      بغضتو نشکن گل من, گریه نکن پشت سرم
لحظه ی رفتنه دیگه,توی چشام نیگا نکن               تو رو خدا بذار برم ,اسمم رو هی صدا نکن
گرچه  پر از سکوتم ,گر چه اشکی ندارم             غرورم نمی ذاره , اشکمو در بیارم
دلم بد جور گرفته ,  هوای گریه دارم                  مطمئن باش توی راه ,به خاطرت میبارم
لحظه تلخ وداست , دستتو بذار تو دستام               بیا باز بغلم کن  , جون بده به نفسهام
دیگه وقتی نمونده  , بوسه ی آخرو بزن               خدا نگهدارت باشه  , عاشق بی ریای من
    

پنجشنبه بیست و دوم دی 1390  توسط هادی...  |

 

رسوا...

یه شب پراز ستاره , تنها توی خیابون             با یک دلی شکسته , چشمای خیس وگریون
یه بغض پر از گلایه , یه دنیا شک و تردید         از ترس یک خیانت , دلش بدجورمیلرزید
چشاش پر از خاطره , تشنه ی دیدن اون           داره قدم میزنه , تنها به زیر بارون
اشکاش میباره اما , دیگه حالی نداره              خسته از این زمونه , بازم چشم انتظاره 
یه چتر خسته از آب , بسته تو دسته سردش     خیانت یک نفر, بد جور دیوونه کردش
 اون یه نفر تویی  , اون دیوونه خوده منم         که اینجا از دوری  تو, دارم پرپر میزنم 
با نگاهه التماس , گفتم بمون با دل من             تورو به عشقمون قسم , حرف جدایی رو نزن
ولی حیف دیر شده و, تو پیشم نیستی دیگه       آسمونم با گریه هاش , بهم تسلیت میگه
حالا بدون"تو" من , رسوای خیابان هام              باشه نیا ولی بدون , بی تو بدجوری تنهام  

شنبه سوم دی 1390  توسط هادی...  |

 

شاهزاده...

منتظر آمدن شاهزاده اي بود با اسب سفيد...

زيباترين روياي كودكانه...                 درشب و روز...

با اينكه شاهزاده نيستم

و اسب سفيد در بندم نيست...

اما به اندازه ي تمومه لنگه كفشهاي تنها دوستت دارم

سينرلاي من...

سه شنبه بیست و نهم آذر 1390  توسط هادی...  |

 

رز مشكي...

يه آغوش رز مشكي , تو گلدونه شكسته              ازتلخي روزگار, شده خسته ي خسته

يه خونه ي سوت وكور , يه عكس تار بسته         جووني تك وتنها , با يك دلي شكسته

اتاق سرد و تاريك , قصه تلخ ديرو ز                  بريده از زندگي , داره ميميره امروز

لاي انگشت خسته , داره ميسوزه سيگار              خاطره هاي مرده , به يادش مياد انگار

لحظه تلخه وداع , التماس يك نگاه                          رسيده به ته خط , ديگه نمونده هيچ راه

يه تصوير نيمه جون , شكست يك خيانت              به بودن يك نفر , بدجوري كرده عادت

خاطره هاي زخمي, داره واسش درد ميشه          ولو ميشه رو زمين,جونش داره سرد ميشه

بدون هيچ هق هقي , ميباره اشك ازچشاش           ازغصه دق ميكنه , ميميره يواش يواش

يه سيگاره ناتموم , جنازه با دلي تنگ                 ازش داره جدا ميشه , يه هاله اي سفيد رنگ

جو خونه سباه شد , مثه فضاي زندون                هاله هم رفت از خونه , گم شد توي آسمون...

پنجشنبه دهم آذر 1390  توسط هادی...  |

 

شب آخر...

دنيا ديگه ولم کن ,ميخوام امشب رهاشم        ميخوام برم آسمونا ,تنهاي تنها باشم
مهلتم بده امشب ,شايد فردا نباشم            امشب شبه آخرمه, بذارامشبو خوش باشم
امشبم ميگذره و ,چه زود داره فردا ميشه      چند ديقه ي ديگه دلم, مسافره خدا ميشه
حالا ديگه فقط منم ,يه تيغه تيز تو دستمه        يه دنيا غم وعقده , سهم دله شکستمه
قصه دنيا تلخه , هم واسه تو هم واسه من      يه حس مبهمي ميگه ,درنگ نکن تيغو بزن
الان نمیدونم کجام , چشام سياهي ميره       خونم ديگه بند نمياد,لابد اونم ازم سيره
سرم داره گيج ميره و ,دستم داره ميسوزه      بچگيام يادم مياد ,انگاري که ديروزه
چشام داره بسته ميشه,واي چقد تنم سرده      بميرم واسه قلبم ,دنيا جوابش کرده

امشب ديگه رها شدم ,از زندگي از اين قفس     ازهمه کس بريدمو ,شدم بي کسه بي کس


چهارشنبه دوم آذر 1390  توسط هادی...  |

 

روز تولد من....(به مناسبت روز تولدم 28آبان)

روز ميلادم رسيد ,ولي ازت بي خبرم            منتظر تبريکتم ,  با اين دو چشماي ترم
چرا پس فرقي نداره, امروزم با روز ديگه        چرا هيچ بنده خدايي ,واسه من تبريک نميگه
اميدم همين يه روز بود ,تا شايد بياي کنارم      تو نذار  بگذره امروز , آخه چاره اي ندارم
کاشکي امروز باورم شه,واسه من حسي نداري      آخه اين چندمين ساله ,که منو تنهام ميذاري
واسه ي تولد من ,تو غرورو هديه کردي               يه حسي ميگه امروز, به حالم گريه کردي
بي محلي تبريکت بود, از تو هم خيري نديدم         ولي با نداشتن تو ,به نخواسته هام رسيدم
ديگه از تو انتظار نيس ,برو خوش باشي عزيزم        ولي بي محلي تو ,بد جوري کرده مريضم
اينجا من شکستم اما,حسه غصه خوردنم نيست       يه صدا ميگه مبارک,ولي من نميدونم کيست
شايدم تو باشي اما, گوشهام اشتبا شنيده            شايدم ديوونه باشم ,فک نکن ازم بعيده  
امروزم ميگذره اما ,اميدم داره ميميره                 مرگ و دلتنگي وغصه ,واسه من جشن ميگيره
روز ميلادمه اما ,ديگه هيچ شمعي ندارم             خودمم دارم ميسوزم ,انگاري آخره کارم
چرا من خوردم به پاييز, دو ماهم ميگذره از اون       انگاري خزون شدم من,تو تموم لحظه هامون

کاش آتيش بگيره امروز ,تا ديگه منم نباشم        تاکه هر ساله تو اين روز,مجبور شم از هم بپاشم




جمعه بیست و هفتم آبان 1390  توسط هادی...  |

 

شب بارونی...

امشب داره بارون مياد,واي که چه حس وحاليه      من و بارون و تنهايي,جاي تو خيلي خاليه
اگر چه تو   نيستي ولي , حس ميکنم کنارمي         هزار سالم تنها باشم ,بازم فقط تو يارمي
به پاي لحظه هام بشين,شايد واست حرفي دارم     انگار گرفته اين دلم ,ميخوام امشب ببارم
ميخوام امشب بگم برات, از غصه و دلواپسي           از دردو تنهايي وغم ,حال وهواي بي کسي
چه جوري دلت اومد, گذاشتي رفتي بي خبر         بذار امشب بگم برات ,از گريه هاي بي ثمر
از اون شبايي که واسم ,بدون تو سحر نشد          سيگاري هم شدم ولي ,اصلا از تو خبر نشد
اشک من جونمو شسته ,ميخوام باشم زير بارون     شايدم تقصير دنياست ,بي گناهيم هر دوتامون

اما من ديگه بريدم ,ميزنم به بي خيالي             واي دارم به کي ميگم من,کسي نيس تو اين حوالي

بارون هم بند اومده ,ولي من دارم مي بارم        اشک من بند نمياد که ,شب و روز همينه کارم



پنجشنبه نوزدهم آبان 1390  توسط هادی...  |

 

باید برم...

عذرمیخواهم گلم ,امشب دیگه باید برم           گرچه میدونم واسه تو ,من پر از دردسرم
امشب دیگه دارم میرم ,از فردا تنها میشی        به این خوشی که فردا,از دست من رها میشی
شرمو کم میکنم من,اینجوری خیلی بهتره           شاید حس داشتن تو ,از خیالم بپره
بعده من فک نکنی ,با درد تو نساختم                 تموم زندگیمو من ,به پای تو باختم
هرچند که دارم میرم,اما میمیره این دلم             ولی گناه من نیس ,بد عادتم کردی گلم
گرچه بی تو دغ میکنم,یا که واست پر میزنم         اما توی خیال خود,شبا بهت سر میزنم
ولی دلم را نمیده , برم تنهات بذارم                   اما دیگه سخته واسم , غرورمو ببازم
حالا که دارم میرم ,بهم نگو برو بمیر                 به خاطر خدام شده, جلوی راهمو بگیر
یه بار بهم رو بنداز ,نذار برم بیچاره شم             من که جایی ندارم ,نذار برم آواره شم

یه بار بهم بگو نرو ,مگه ازت چی کم میشه        شاید یکی دیگه واست,از فردا همدم میشه

بی تفاوت بودی بازم ,خدافظ گل نازم                انگاری طبق معمول ,باز منم که میبازم


دوشنبه شانزدهم آبان 1390  توسط هادی...  |

 

سر سپرده...


چرا هيچ وقت نگفته بودي,که واست بيهوده بودم    منو باش که خيلي ساده,به تو دل سپرده بودم
نگفته بودي عهداتو ,واسه سرگرمي ميبندي        نگفتي آخر قصه ,به حال و روز من ميخندي
نگفته بودي که واسم ,ديگه هيچ حسي نداري       فک ميکردم واسه دردام,مياي ومرهم ميذاري
کاشکي گفته بودي ,واسه تو بازيچه هستم         تا که پيش تو ساده, اينجور نمي شکستم
نفهميدم که قلبت ,يه جاي ديگه گيره                نگفته بودي که دستت ,دست ديگه اي ميگيره
حالا ميفهمم که واست, يه سر سپرده بودم         واي داره آتيش ميگيره ,انگاري کل وجودم
فک ميکردم واسه من, تا آخرش هم نفسي         ولي چه خوب گذاشتي ,منو تو حال بي کسي
حالا دارم سر ميکنم, تنهايي با بي کسي هام        فک نکني ميشکنمو, واسه منت کشي ميام
اما نه دوست دارم ,هرچي که باشي من ميخوام        حتي اگه لازم باشه ,واسه منت کشي ميام
ولي افسوس که تو نيستي,داري با کي عهد ميبندی    ولي کاش باشي و بازم, به حال و روز من بخندي


جمعه سیزدهم آبان 1390  توسط هادی...  |

 

بازم دلم گرفت....


امروز بازم دلم گرفت ,به ياد اون خاطره ها      دوباره باز من بودمو, تنهايي و خيابونا
امروز دلم باروني بود, هواي گريه داشتم        به کوچتون سر زدمو ,اشکامو جا گذاشتم
انگاري کوچتون واسم, ديگه آشنا نبود         بهم ميگف که عشق تو ,بعده تو تنها نبود
جات خاليه اينجا, تو لحظه هاي زندگيم         حالا رفيق من شده ,اشک وبغض وخستگيم
امروز عجيب دلم گرفت,از همه ی خاطره ها     دوباره گريم ميگيره ,ياد اون همه خنده ها
خاطره هاي مردمون ,زنده شدن دوباره          هرچند واسه ي تو ,ديگه فرقي نداره

من از جنس خزونم ,تو همرنگ بهاري              ميدونم توي قلبت ,يکي ديگه رو داري

ولي آرزوم اينه ,توي قلب تو جاشم             ميدونم که محاله, بذار تو خودم باشم 



چهارشنبه یازدهم آبان 1390  توسط هادی...  |

 

آروم قلبم...

بیا کنارم امشب ,دل من هواتو کرده          بیا که سینه ی من ,بی تو پره درده
تو صدای آشنایی ,تو تموم بی کسی هام      تو اصلا مرهم دردی ,واسه ی دلواپسی هام
واسه من تمومه غصه ,وقتی که تویی کنارم      واسه من قشنگه دنیا ,وقتی که تو باشی یارم
توی این دنیای هرزه , تو تموم غصه وغم         تو فرشته خدایی ,که شدی آروم قلبم
باتو جون گرفته شعرام ,با تو تازه شد نفسهام     با اینکه همیشه هستی, ولی بی تو خیلی تنهام
جات عجب خالیه امشب ,تو فضای سرد سینم     ولی کاش خوابم بگیره, تورو توی خواب ببینم

یکشنبه هشتم آبان 1390  توسط هادی...  |

 

تو مثله...


با تو زندگيم يه رويا, به قشنگيه يه خوابه      مثله خورشيدي که هر روز, واسه غصه هام مي تابه
تو نسيمي از بهاري,منو ميبري به رويا        تو يه موج از خود عشقي, منو مي سپاري به دريا
تو هميشه واسه ي من ,حکم ليلي رو داري     منم آن مجنون که هرشب ,مرده ز بي قراري
تو تموم هستي من, واسه من يه آسموني      تو ستاره شب من ,واسه من يه هم زبوني
تو فضاي سينه ي من ,رخ تو يه شاهکاره       ز وجود مهربونت ,دل من غمي نداره
تو مثه هوا ميموني ,که ازت نفس ميگيرم     تو مثله خوني تو رگهام ,که نباشي من ميميرم
 تو مثه بارون ميموني ,رو تن سرد شيشه       نوشتم تا بدوني ,بي تو زندگي نميشه





شنبه هفتم آبان 1390  توسط هادی...  |

 

 



من هادی هستم
شعرای خودم و تو این وب میذارم امیدوارم خوشتون بیاد و منو با نظراتون یاری کنید
من یه وب دیگه دارم که خواستین میتونین به اونم سر بزنی
http://www.hadilove2.blogfa.com/




توجه:

من یه وب جالب دیگه به اسم "میشه یه دیقه خفه شی؟" دارم که خوشحال میشم به اونم سر بزنین

ممنون

http://hadilove5.blogfa.com/
یه خواهش *لطفا بدون اجازه کپی نکنین*



شعر من شعر انجماد است وتحریر
شعرمن آواز طوفان است آهنگ غم
شعرمن شعر احساس است اگه از آواز طوفان می هراسی
اگر احساس نداری شعر مرا هرگز نخوان

چون هیچی نمیفهمی...




 

 

بوسه آخر...
رسوا...
شاهزاده...
رز مشكي...
شب آخر...
روز تولد من....(به مناسبت روز تولدم 28آبان)
شب بارونی...
باید برم...
سر سپرده...

 

دی 1390
آذر 1390
آبان 1390

 

 

ﺧﻔﮧ ﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﮯ
$خوشبختی$
*فرار از تنهايي*
*میشه یه دیقه خفه شی*(وب خودم)
*عشق کشنده*(وب اول خودم)
*من و یه دنیا حرف*
*ندا*
*ترنم*
*یه حرفایی*
*میهن موبایل*
*تبادل لینک*
*رمز و ترینر بازی , نقد بازی , دانلود بازی*
*انجمن ریاضی دانشگاه پیام نور تربت جام*
*تبادل لینک*
*ببار باران...*
*سکوت عشق*
*دوسم داری؟ چنتا؟*
*شبهای تنهایی من*
*به دو راهی رسیدی؟*
*شب های تنهایی*
*رویای خیس*
*روشنک جون*
*خاطره های سرد*
*دختر فلفلی*
*بچه های البرز*
*stay with me*
*دختر بهار...*
*عشق وعاشقی*
*سکوت مبهم*
*کلبه طوفان زده*
*فون کودک*
*آباندخت*
*و من برای زندگی تو را بهانه میکنم*
*دوست دارم ای مهربان*
*سکوت شب*
*تنها تو*
*عشق من عاشقتم*
*سلام غریبه*
*تنهایی ازان من است*
*kiss me*
*بی تفاوت بودی بازم ,خدافظ گل نازم*
*ليندا#ياسين*

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ